درس بزرگ مناظره دیروز این بود که هیچ کدام از این افراد حتی در مقابل فشارهای اندک، توان تحمل ندارند. این افراد که امروز در یک مناظره اینگونه عمل می کنند در روند مدیریتی کشور که یک عرصه وسیع و پر فشار است چگونه می خواهند دوام بیاوند و هویت و خطوط قرمز نظام را نشکنند؟
شبکه ایران - سعید علی بیگی / به دنبال مناظره عصر دیروز انتخابات ریاست جمهوری که با مناظرات سابق تفاوت ماهوی داشت، خبرنگار شبکه ایران نظر دکتر عبدالرضا داوری مدیرمسئول روزنامه شهروند را در این باره جویا شود که متن آن را در زیر می خوانید.
*عصر
دیروز دور سوم مناظرات انتخابات ریاست جمهوری بین کاندیداهای موجود برگزار
شد. با توجه به روند حاکم بر مناظره که بر خلاف مناظرات قبلی روندی چالشی،
نظر شما راجع چرایی روند موجود چیست؟
اتفاقی که دیروز در دور
سوم مناظرات انتخاباتی تحت عنوان مناظره سیاسی افتاد در واقع نشان دهنده آن
بود که برخی از این 8نفر در قبال فشار مناظرات توان حفظ معیارهایی را که
حداقل در کلام به زبان می آورند ندارند و به راحتی تحت حملات موجود در
مباحث مناظره از خطوط قرمز نظام عبور می کنند.
ما دیروز شاهد آن بودیم که هر کدام از این کاندیداها در قبال انتقادهایی که به روند مدیریتی سابق آنها می شد، برای تبرئه خویش به نوعی با فرار به جلو خطوط قرمز 30 ساله نظام را مورد حمله قرار می دادند.
* وجه تمایز عملکرد احمدی نژاد در مناظره های سال 88 با عملکرد کاندیداهای اخیر چیست؟
مناظره دیروز مظلومیت آقای احمدی نژاد را نشان داد. در انتخابات سال 88، آقای احمدی نژاد یک طرف میز و بقیه کاندیداها طرف دیگر بودند. آنها عزم خود را برای شکستن احمدی نژاد جزم کرده بودند. اما او در هیچ یک از مناظره ها، خطوط قرمز نظام را نشکست. او تحت فشارهای سیاسی و تخریب های بسیار 4ساله علیه خود و همچنین فشارهای اقتصادی و داخلی و خارجی موجود در کشور هیچگاه حاضر به عبور از خطوط قرمز نظام نشد و صرفا با توجه به سنگینی اوضاع موجود آن زمان تنها به انتقاد از عده ای از آقازاده ها و روابط رانتیر برخی افراد منسوب به مقامات، بسنده کرد.
نوع عملکرد و سعه صدر آقای احمدی نژاد
در سال 88 یک تراز جدیدی از ظرفیت سیاسی را در کشور بنیان نهاد. ظرفیتی که
گویا فقط به خود ایشان ختم شد و متاسفانه شاهدیم در مناظرات 8نفره امسال
که پایین ترین سطوح انتقادی و چالشی را در آن شاهدیم اصلا چنین ظرفیتی بر
هیچ کدام از مناظره کنندگان حاکم نیست و افراد به اسم حمله به عملکرد
رقیبان خود هویت نظام را زیر سؤال می برند. جالب اینکه همین افراد، طی چند
سال اخیر از منتقدان اصلی روند مناظرات سال 88 بوده اند و همواره از نحوه
مناظرات آقای احمدی نژاد گلایه داشتند!
*به نظر شما دلیل اینگونه عمل کردن این افراد به عنوان تنها احراز صلاحیت شده های انتخابات ریاست جمهوری به چه دلیل است؟
به نظر بنده بخشی از رفتارهای کاندیداهای موجود در حمله به خطوط قرمز نظام به خاطر عدم توانایی آنها برای جلب رأی با روند اثباتی است و از همین روی آنها به خاطر جلب رأی برای شخص خود اینگونه ساختار شکن عمل می کنند و از طرفی نیز به خاطر عدم توان مدیریتی فردی و اجتماعی تحت تاثیر فشار مناظرات قرار می گیرند و نمی توانند در موقعیت موجود مدیریت لازم که آنها را بدین سمت سوق ندهد را داشته باشند.
درس بزرگ مناظره دیروز این بود که
قیاس این 8نفر با دکتر احمدی نژاد یک قیاس مع الفارق است چراکه هیچ کدام از
این افراد حتی در مقابل فشارهای اندک توان تحمل ندارند و نشان داده اند در
قبال خطوط قرمز نظام به راحتی می شکنند و چنانچه امروز در یک مناظره
اینگونه عمل نمایند در روند مدیریتی کشور که یک عرصه وسیع و پر فشار است
چگونه می خواهند دوام بیاوند و هویت و خطوط قرمز نظام را نشکنند؟
*با
توجه به سخنان مقام معظم رهبری آیا مناظرات موجود و سخنان کاندیداها
توانسته خواسته های معظم له را در ایجاد حماسه سیاسی و روشن کردن فضا برای
رسیدن به انتخاب اصلح عملیاتی نماید؟
متاسفانه باید گفت با
روند موجود هیچ کدام از کاندیداهای موجود نتوانسته اند در اذهان مردم خود
را حائز شاخصه های اصلی مد نظر مقام معظم رهبری کنند و نتوانسته اند
معیارهای اصلی که ولی فقیه برای تحقق حماسه مد نظر دارند را محقق نمایند.
*نظر شما در مورد غائب اصلی مناظرات چیست؟
دولت
به عنوان یکی از سلیقه های موجود در کشور شاید به عنوان اصلی ترین غائب
این دوره از انتخابات ریاست جمهوری نام برده شود که متاسفانه شاهدیم در
غیاب نماینده دولت در بین کاندیداها و مخصوصا در مناظرات، کسی نیست که پاسخ
حملات به دولت و تخریب های یک طرفه حاضرین در مناظره را بدهد. صورت ظاهری
که در روح مناظرات مشهود است این است که کاندیداهای موجود سعی دارند برای
اثبات خود یک دشمن فرضی به نام دولت بتراشند و در غیاب نماینده دولت تصور
دارند می توانند با این شیوه ضعف خود در جلب آراء مردم را جبران نموده و
عدم توانایی خود را جبران سازند.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا پیروزمند معاون فرهنگستان علوم اسلامی قم در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد این موضوع که فراموشی سنتها باعث انقطاع فرهنگی و شکاف نسلی فرهنگی می شود. یکی از عواملی که باعث فراموشی سنتها می شود، غرق شدن در مدرنیته و هویت مدرن است. آیا می توان بخشی از هویت مدرن را گرفت و دچار فراموشی سنتها نشد؟، گفت: مدرنیته تحول و نگرش غربی است که به تبع در سبک زندگی آنها ایجاد شد و به میزانی که در کشورهای دیگر به عنوان الگو مورد قبول قرار گرفت به کشورهای دیگر تسری پیدا کرد.
وی افزود: اینکه ما چگونه باید با مدرنیته مواجه شویم و چه آثاری را باید انتظار داشته باشیم، تابع درکی است که از مدرنیته داریم و اینکه پیوند بین اجزای مختلف مدرنیته با هم چگونه است.
وی با اشاره به اینکه اگر کمترین بهره مندی از مظاهر مدرنیته پیدا کنیم لزوما به معنای نابودی سنتها و اضمحلال فرهنگی هست، بیان کرد: این باور باور درستی نیست. به دلیل اینکه انتخاب آگاهانه از دستاوردهای بشری می تواند به عبارتی مفید باشد و مبدأ پیشرفت جوامع دیگر قرار گیرد اما آنچه که معمولا در کشورها اتفاق نیفتاده و در کشور ما هم حتی پس از انقلاب اسلامی رخ نداده این است که این انتخاب، انتخاب هوشمندانه ای نبوده است.
پیروزمند در ادامه سخنانش تصریح کرد: وقتی انتخابی بخواهد هوشمندانه باشد طبیعتا انسان همه اجزای مدرنیته را به شکل چشم بسته مورد قبول قرار نمی دهد و علاوه بر این و مهمتر اینکه مدرنیته را به عنوان اجزای مستقل از هم ربطی به همدیگر ندارند و گسسته از هم تصور نمی کند.
وی تأکید کرد: بنابراین نکته حائز اهمیت در پاسخ به سؤال شما این است که به این امر توجه شود به اینکه وقتی ما به صورت فراگیر و به عنوان فرهنگ و تمدن، فرهنگ و تمدنی که خود را برتر می داند بخواهیم از مدرنیته بهره برداری کنیم بخواهیم علم و فناوری او و سبک زندگی او را به صورت فراگیر مورد استفاده قرار دهیم و فرض را بر این بگذاریم که دستاوردی که آنها به آن دست پیدا کردند محصول تلاش میراث بشری است و صرفا باید موارد مغایر شر را از او جدا کرد. در این صورت حتما این بلیه ای که شما در سؤال خود از آن پرهیز دادید اتفاق می افتد و آن اضمحلال فرهنگی است و اضمحلال فرهنگی حتما به هضم سنتها منجر خواهد شد.
پیروزمند در ادامه در پاسخ به این سؤال که در هویت کنونی میانگین افراد جامعه ما، سنتها چه نقشی دارند؟، گفت: اولا باید در مقدمه عرض کنم که سنتها به دو دسته تقسیم می شوند: یکی سنتهای دینی و یکی هم سنتهای ملی است. سنتهای دینی که مشخص است یعنی رفتارهایی که منشأ و خاستگاه در تعالیم اسلامی دارد.
وی افزود: سنتهای ملی هم به دو دسته تقسیم می شوند، سنتهایی که اسلام آنها را تأیید کرده یا نسبت به آنها سکوت کرده و دسته دوم سنتهایی هستند که مغایر(متضاد) با تعالیم دینی هستند که عمدتا مربوط می شوند به آنچه که در ادبیات دینی از آنها به عنوان خرافات یاد می شود.
این محقق و استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: نکته دوم اینکه طبق دلیلی که عرض شد هر سنتی لزوما ستودنی و نگه داشتی نیست. باید به سنتهایی پای بند بود که اصالت دارد و هویت بخش و فرهنگ ساز است و مبدأ تقویت دیانت مردم و تحکیم و استمرار تدین و اخلاق اسلامی در جامعه اسلامی می شود.
وی با بیان اینکه باید این نوع سنتها را پاس داشت، اظهار داشت: در نقطه مقابل آدابی که ممکن است سنت هم نباشند اما مبدأ تکامل و پویایی جامعه می شوند و می توان براساس فرهنگ اسلامی بر آنها صحه گذاشت آنها هم دفاع از سنتهای صحیح و اصیل نباید مانع از پذیرش نوآوری در سبکها و مدها و امثال آن باشد.
وی در پایان سخنانش بیان کرد: با این وصف می خواهم عرض کنم که باید در مواجهه ای که غرب با سنتهای ما دارد این ملاحظات را توجه کنیم و نسبت به پاسداری از سنتهای هویت بخش خودمان اهتمام داشته باشیم
به گزارش خبرنگار مهر، امین مرادی ظهر چهارشنبه در جلسه ستاد ساماندهی امور جوانان شهرستان سنندج اظهار داشت: اگر می خواهیم جوانان را پرورش دهیم باید برنامه های فرهنگی مناسبی برای آنان تدوین کنیم، چرا که آنان مدیران آینده کشور هستند.
وی افزود: دستگاه های فرهنگی باید با تعامل و هم افزایی زمینه برنامه ریزی فعالیت های در خور شان جوانان را انجام دهند چرا که در غیر این صورت نتایج این برنامه ها معکوس خواهد بود.
رئیس حوزه هنری کردستان ادامه داد: همچنین تا زمانی که زمینه لازم برای پر کردن اوقات جوانان را در جامعه فراهم نکرده باشیم نمی توانیم در بسیاری موارد آنان را منع کنیم.
مرادی یادآور شد: وقتی می توان به یک نوجوان گفت که موسیقی و فیلم های غربی را گوش نکند و نبیند که برای آنها جایگزین مناسبی داشته باشیم.
وی با اشاره به اینکه نباید با دید اراذل و اوباش به جوانان نگاه کرد، گفت: باید فعالیت های برنامه ریزی شده برای جوانان را بر اساس نیازهای آنان تدوین کرد.
رئیس حوزه هنری کردستان همچنین به اداره کل ورزش و جوانان استان کردستان انتقاد کرد و گفت: این اداره که بیشترین فعالیت در حوزه جوانان در آن شکل می گیرد یکی از بی ثبات ترین دستگاه های اجرایی استان است و ثبات مدیریتی می تواند بسیاری از مشکلات این حوزه را رفع کند.
برنامه ریزی برای ساماندهی حوزه جوانان نیازمند استفاده از نظرات افراد متخصص است
رئیس شورای شهر سنندج گفت: برای ساماندهی حوزه جوانان باید از نظرات کارشناسی جامعه شناسان، آسیب شناسان، روان شناس و متخصصین امر بهره گرفت.
سید انور رشیدی در ادامه جلسه ستاد ساماندهی امور جوانان شهرستان سنندج اظهار داشت: طی چند سال گذشته به ویژه پس از سفر رهبری به استان کردستان کار فرهنگی به صورت میدانی و عملیاتی انجام نگرفته و مدیران از تجربیات اشتباه گذشته درس نگرفته اند.
وی افزود: همواره عادت کرده ایم که همایش هایی را با موضوعات مختلف مانند حجاب و ازدواج برای جوانان برگزار کنیم و با ارائه چند سخنرانی آن را به پایان ببریم و آمارهایی را به مرکز ارسال کنیم.
رئیس شورای شهر سنندج با بیان اینکه با اینگونه برنامه ها نمی توان نیازها و مشکلات جوانان را شناسایی کرد و آنان را رسیدگی کرد، ادامه داد: کار مردم را باید به مردم واگذار کرد و با استفاده از ظرفیت و تجربه سمن ها که برخواسته از دل جوانان جامعه است، می توان بسیاری از مشکلات را شناسایی و نیازهای آنان را برآورده کرد.
رشیدی یادآور شد: در چند سال گذشته متاسفانه به دلیل اینکه برنامه های انجام شده در حوزه جوانان به صورت کارشناسی نبوده شاهد این هستیم که بازخورد این فعالیت ها برعکس بوده و مشکلات بیشتری به وجود آورده است.
وی بیان کرد: تمامی ادارات و دستگاه های اجرایی در این حوزه دغدغه گامی مثبت برای ساماندهی و ارتقای فرهنگ جوانان در جامعه دارند اما تصمیمات گرفته شده همه به نوعی کلیشه ای شده اند و جوابگوی نیازهای امروز جوانان نیست.
رئیس شورای شهر سنندج گفت: باید مشکلات و دغدغه جوانان را رصد و شناسایی کرد و بر اساس نیازهای جوانان برنامه ریزی داشت و بدون درک مشکلات آنان نمی توان راه به جایی برد.
رشیدی اظهار داشت: با این گونه حرکت کردن و نادیده گرفتن کارشناسان امر و سمن ها نمی توان برنامه های مطلوبی را برای جوانان در نظر گرفت و بیش از این نیز ممکن است آنان را در معرض آسیب قرار دهیم.
حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا شاکرین عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد این موضوع که فراموشی سنتها باعث انقطاع فرهنگی و شکاف نسلی فرهنگی می شود. یکی از عواملی که باعث فراموشی سنتها می شود، غرق شدن در مدرنیته و هویت مدرن است. آیا می توان بخشی از هویت مدرن را گرفت و دچار فراموشی سنتها نشد؟، گفت: در رابطه با هویت مدرن، این امر قابل انقطاع نیست، چون مجموعه هم بسته ای است که از مبانی خاصی به دست آمده است.
وی افزود: زمانی می گوئیم مدرن و صرفا منظورمان نگاه فیزیکی و پیشرفته، تکنولوژیک و ... است. اینها را می توان به نحو بخشی گرفت و با ارزشها اصلاح و تکمیل و بومی کرد، ولی مدرنیته هویت جمعی است که تمام اجزای ارزشی خود را دارد. صرفا رشد تکنولوژی یا یک سری تغییرات ساختاری اجتماعی مد نظر نیست، لذا به نظرم این امر شدنی نیست.
این محقق و نویسنده کشورمان در ادامه سخنانش اظهار داشت: آن چیزی که شدنی است نه هویت مدرن، بلکه بخشی از فرآوده های دنیای مدرن مثل علم و تکنولوژی است که بعضا می توان این را با تغییراتی به کار گرفت، البته در نهایت این تغییرات به طور موقت و نه به طور اساسی و بنیادی باید با ساخت علم و تکنولوژی متناسب با علم و دانش مبتنی بر ارزشهای خودی حرکت کند.
وی تأکید کرد: به طور موقت می توان بعضی از برون دادهای فنی و تکنولوژیک را گرفت اما هویت مدرن قابل تجزیه نیست. این گونه نیست که ما بتوانیم گسست ایجاد کنیم و بگوئیم بخشی از آنرا می گیریم و بخشی از آنرا کنار می زنیم.
شاکرین در ادامه در پاسخ به این سؤال که در هویت کنونی میانگین افراد جامعه ما، سنتها چه نقشی دارند؟، گفت: در عین اینکه جامعه ما قدری از نظر اینکه سنتها آسیب دیده و باز هم رو به آسیب دیدن است نگران کننده است اما همچنان هنوز خیلی از سنتها قوی و پابرجاست، به خصوص پتانسیلهایی در سنت اسلامی وجود دارد که خاصیت بازتجدید قوی ای دارد، به خصوص با یک سری نمادها و زیرساختار معرفتی و عاطفی ای که دارد به سرعت دوباره خود را جایگزین می کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به اینکه پدیده هایی مانند عاشورا و سنتهای مذهبی که در این زمینه شکل گرفته حالتی دارد که هر موقع که ما فاصله هایی در بعضی از زمینه ها می گیریم و آسیب می بینیم سریع ما را بر می گرداند و دوباره بخشی از سنتها را در جامعه زنده می کند، بیان کرد: اما در عین حال وقتی که وضع خودمان را با پنجاه سال پیش مقایسه می کنیم می بینیم بعضی از سنتها در جامعه ما آسیب دیدند گرچه از یک طرف بعضی از سنتها که در آن زمان کمرنگ شده بودند با طلوع انقلاب اسلامی دوباره زنده شدند.
شاکرین تصریح کرد: در وضعیتی قرار داریم که از یک طرف در معرض آسیبهایی هستیم در ناحیه سنتهای مان و بخشی آسیب دیدند و از طرف دیگر هم هویت دینی و هم خصوصیت و پتانسیلی که اسلام دارد به سرعت خیلی از چیزها را تجدید می کند.
وی در پایان سخنانش اظهارداشت: در عین حال بایستی همواره به دید امکان بالقوه نگاه کنیم که این آسیبها ممکن است رشد پیدا کند و در عین اینکه ارزشهای اسلامی خصوصیتی دارند که می توانند باز تجدید شوند اما در عین حال بایستی تلاش کنیم که این آسیب دیدگی کمتر شود چون ممکن است اگر در درازمدت ادامه پیدا کنند بخشی از سنتها مغفول واقع شوند.
دکتر رضا ماحوزی عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در گفتگو با خبرنگار مهر در پاسخ به این سؤال که فراموشی سنتها باعث انقطاع فرهنگی و شکاف نسلی فرهنگی می شود. یکی از عواملی که باعث فراموشی سنتها می شود، غرق شدن در مدرنیته و هویت مدرن است. آیا می توان بخشی از هویت مدرن را گرفت و دچار فراموشی سنتها نشد؟، گفت: فراموشی سنتها در عصر مدرن بیش از آنکه اتخابی آگاهانه باشد، به عقیده برخی پدیدهای اجتنابناپذیر است.
وی افزود: در گفتگوی منتشر شده از «آلن وود» در خبرگزاری مهر چنین آمده بود که باید جنبههای جاهلانه و خرافی، غیرعقلانی و غیرعادلانه سنتهای قدیمی در فرهنگهای مختلف حذف شوند و جنبههای مثبت و عقلانی این فرهنگها در دنیای جدید حفظ شود؛ اقدامی که کانت و هگل بدان مبادرت ورزیدند، اما مسئله چندان که ساده و راحت مینماید نیست؛ زیرا اولاً کدام عقل به داوری درباره جنبههای منفی و مثبت فرهنگها و سنتهای قدیمی همت میگمارد و ملاکهای این عقل برای داوری از چه مؤلفهها و ارزشهای متأثر گردیده و یا رنگ گرفته است؟
این محقق و مدرس دانشگاه در ادامه سخنانش اظهارداشت: نکته دیگر آنکه عقلانی دیدن وجوهی از فرهنگها و سنتهای گذشته و گماردن آن در کنار ارزشهای عقلانی دنیای جدید، تا چه اندازه آن سنتها را از آن چارچوب و زمینهای که معنای خود را از آن اخذ میکنند، دور میکند و در صورت تغییر یافتن محتوا و معنای این سنتهای معقول و مثبت، آیا باز هم میتوان از حفظ و یا احیای آن سنتها در دنیای جدید که بر علم و عقل مدرن بنا گردیده است سخن گفت؟
ماحوزی با اشاره به اینکه به نظر میرسد مادامی که عقل مدرن و علم همبسته به آن تنها معیار تعیین کننده درستی ارزشها و تنها مرجع داوری در مورد عقلانی و یا غیرعقلانی بودن سنتها و فرهنگهای سنتی باشد با مشکلات فوق مواجه هستیم، تصریح کرد: البته در خود کشورهای غربی که عقل مدرن را به طور کامل تجربه کردهاند و از مزایا و معایب آن آگاهی دارند و به دیگر سخن آنها را تجربه کردهاند، تمایلی هرچند حداقلی برای متفاوت دیدن و یا مطالعه فرهنگهای سنتی، مستقل از داوریهای ارزشی عقل مدرن وجود دارد و این خود بسیار ارزشمند است.
وی تأکید کرد: البته باید توجه داشته باشیم که مطالعه یک فرهنگ سنتی و شناسایی ارکان نظری و آئینی آن بسیار متفاوت از زیستن با و در یک فرهنگ سنتی است. به این معنا، مطالعات مذکور نهایتاً میتوانند به تصویری و یا توصیفی نسبتاً صحیح از آن فرهنگها دست یابند هرچند محققی که به این مطالعات اهتمام میورزد به لحاظ عملی نتواند طبق آن رسوم و آئینها بیندیشد و عمل کند.
نویسنده کتاب «فلسفه و فرهنگ» با بیان اینکه توجه من در اینجا بیش از آنکه ارزشی و جانبدارانه باشد ناظر به یک تذکر روشی در مطالعه فرهنگهای سنتی و انتخاب بعضی از آنها برای حضور در دنیای جدید است، گفت: به یاد داشته باشیم که تفکر مدرن یک بسته کامل است که علم و قانون و مدیریت و اقتصاد و فلسفه و غیره پایهها و ستونهای تشکیل دهنده آن هستند. از همینرو است که به راحتی نمیتوان یک پایه از این مجموعه را کم کرد و یا یک یا چند پایه را انتخاب کرد و تعمدانه پایههای دیگر را انکار نمود.
ماحوزی در ادامه سخنانش اظهار داشت: تجربه زیسته کشورهای غیرغربی نشان داده است که ورود هر یک از این پایهها به یک سرزمین، پایهها و حلقههای دیگر را نیز با خود به همراه میآورد. حال که چنین است با این مسئله روبرو هستیم که اگر در سنتها و فرهنگهای قدیمی نیز دقیقاً با همین وضعیت روبرو باشیم یعنی در آنجا نیز هر پایه و حلقهای به پایهها و حلقههای دیگر آن فرهنگ سنتی پیوسته و مرتبط باشد، آیا میتوان جزئی از این فرهنگ را با حفظ تمامی اصالتها جدا کرد و به جای اجزایی حذف شده از فرهنگ و تمدن مدرن قرار داد؟ پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست، چون با مسئله بسیار پیچیدهای روبرو هستیم؛ مسئلهای به پیچیدگی نسبت سنت و مدرنیته.
این کارشناس فلسفه تصریح کرد: در وضع فعلی کشور ما که هنوز سنتها حضور دارند و از سوی دیگر، علم و مدیریت و بعضاً عقل مدرن کم و بیش ایفای نقش میکند این پیچیدگی خود را بیشتر نشان میدهد و بیشتر است زیرا با وضعیتی یکسان ـ خواه سنت تمام و یا وضعیت تام و تمام مدرن ـ روبرو نیستیم. از یکسو، برکنار برخی از سنتها که همچنان دستنخورده باقی ماندهاند. برخی از سنتها دیگر حضوری ندارند و جای خود را به آداب و رفتارهای جدید دادهاند و از سوی دیگر بسیاری از سنتها به لحاظ معنایی تغییر کرده و شکل و شمایل جدیدی یافتهاند. اینها خود برای ایجاد فاصله میان نسلی که در مجموعه کامل آن سنتها و آداب و آئینها و مناسک برخاسته از آن زندگی میکرد با نسلی که امروزه در این هویت چند تکه زندگی میکند کافی است.
ماحوزی افزود: در این شرایط یکی از راههایی که شاید بر دیگر راهها اولویت داشته باشد، معرفی صحیح عقلانیت موجود در فرهنگ و سنت اسلامی- ایرانی از یکسو و عقلانیت موجود در فلسفه و علم و مدیریت دنیای مدرن از سوی دیگر باشد.
وی در پایان سخنانش تأکید کرد: باید توجه داشته باشیم که این شفافسازی بیش از آنکه تأمین کننده راهی برای آینده باشد، سدی در مقابل استفادههای نادرست از فرهنگ و سنت است که نتایج اسف بار آن به شیوههای گوناگون گهگاه دامن این سنت شکوهمند اسلامی ایرانی را گرفته است. به این معنا، به جای هراس از آشفتگی بیشتر باید به عقلانیت فرهنگ بهمثابه نوعی واکسن فرهنگی نگریست و از مزایای آن که به مراتب از خطراتی که به آن نسبت داده میشود بیشتر است سود جست.